انتظار

انتظار
واژه غریبی است...
واژهای که روزها یا شاید هم ماههاست که با آن خو گرفته ام
که چه سخت است انتظار
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من!
خواهم ماند در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو ، نمی دانم؟
شاید که روزی بخوانند بر تو ، عشق مرا ...
می دانم روزی خواهی آمد ، می دانم ....
گریان نمی مانم ، خندانم
برای ورودت ای عشق
وقتی به یادت می افتم ، به یاد خاطراتت .....
نامه هایت را مرور می کنم ، یک بار ..... نه ..... بلکه صدها بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد ....
و اشک شوق بر گونه هایم روانه می شوند ....
تنها می گویم ، همیشه در قلب منی!!!!!
می دانم که باز خواهی گشت........... می دانم!!!
به یاد لحظات خوش انتظار و تنهایی ....
به یاد او وتقدیم به او ....

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
rmita

سلام علی چرا انتظار

lila

سلام دوست هميشه پايدار من

ترمه

سلام..خيلی جالب مينويسيد..خصوصا اين مطلب عالی بود..تقريبا همشهری هستيم ديگه..موفق باشيد

دريا

با درود.. متن بسيار جالبی نوشتيد .... قلم شيوايت مستدام باد....

gholi

چه دير به دير

soroush

salam sitet kheily khobe omidvaram movafagh bashi vaght kardi ye sari ham be site ma bezan

نگران حال تو

فرزندم فيلمهای حميد لبخنده را کمتر نگاه کن تا دچار این مشکلات روحی نشوی.